X
تبلیغات
هنر.موسیقی.سرگرمی

هنر.موسیقی.سرگرمی

هر چه میخواهد دل تنگت بگو.

دانلود آهنگ تردید از سیاوش قمیشی

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای تردید از استاد سیاوش قمیشی

برای دانلود به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1392ساعت 9:44 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای بغذ

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای بغذ از مرتضی پاشایی

یعنی همین آهنگی که داره تو وبلاگم پخش میشه

https://dl.dropboxusercontent.com/u/84875941/Morteza%20Pashaei%20-%20Boghz.mp3

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 دی1392ساعت 9:46 بعد از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

دانلود آهنگ جدید نفس از مرتضی پاشایی:

سلام دوستان گلم اینم یه آهنگ جدید از مرتضی پاشایی بنام نفس کافیه رو این لینک کلیک کنید.

http://dl-8melody.ir/Music/Irani/1392/02/08/Morteza%20Pashaei%20-%20Nafas.mp3

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 دی1392ساعت 3:49 بعد از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

بعد از مدتها یه آهنگ زیبا:

سلام دوستان خوبم مدت زیادی نبودم میخوام از این ببعد بیشتر سر بزنم

یه آهنگ زیبا براتون میذارم امیدوارم خوشتون بیاد

https://dl.dropboxusercontent.com/u/84875941/Shahab%20Tiam%20-%20Baraye%20To.mp3

 

 

از شهاب طیامیا تیام هر کدوم که درسته

بنام برای تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 آذر1392ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

زری:

زری دختر مومنی بود. همیشه نمازش را سر موقع می خواند، صد رقم هم دعا بلد بود، همه مفاتیح را حفظ کرده بود. دعای جوشن کبیر، ندبه، چی و چی را بلد بود. آخر آن موقع ها مردم به اندازه حالا دعا نمی خواندند. سالی یکی دو بار آنهم بیشتر شبهای احیاء ماه رمضان و روز تاسوعا عاشورا گریه می کردند. بقیه سال شادی و خنده بود. اما همان موقع هم زری، اهل دعا بود و به من هم دعاهای متعدد از جمله قسمت هایی از مفاتیح را یاد داد. زری حدود 14 سال داشت که کم کم رنگش زرد شد، شکمش هم باد کرد و گاهی هم بالا می آورد. زنهای همسایه او را که می دیدند پچ پچ می کردند. بالاخره کم کم چند تا از زنهای همسایه گفتند که زری حامله است! . آخرین باری که قبل از ماجرا من زری را دیدم یادم می آید روز 27 مرداد 1338 بود. توی کوچه به من اشاره کرد که بروم پشت بام خانه.
نگاهش کردم صورتش زرد بود و نگاهش معصوم. گفت حسین حرفهایی که درباره من میزنند را تو هم میدانی؟ گفتم همه میدانند. گریه کرد و گفت به خدا من کار بدی نکرده ام. بعد گفت دلم درد می کند. دستم را گرفت و از روی لباسش روی شکمش گذاشت و گفت: ببین شکمم دارد بزرگ می شود ولی بخدا من کار بدی نکرده ام. چند روز بعد، از خانه آنها سر صدا بلند شد. برادر 18 ساله اش عباس نعره می زد که می کشمش. من زری را با رفیقش تخم سگش می کشم. باید بگویی که این نامرد حرامزاده که شکمت را بالا آورده کیست. آن بی پدر، پدر سوخته ای که شکم تو را بالا آورده کیست. عباس نعره می زد: مادر من خودم را می کشم. من نمی توانم توی محل راه بروم نمی توانم سر بلند کنم. اول این دختره را می کشم بعد فاسق پدر سوخته اش را بعد خودم را. خواهر کوچک زری، سکینه که هم اسم مادر بزرگش بود و هم سن و سال من، گریه می کرد و فریاد می زد و کمک می خواست. زنهای همسایه می خواستند بروند به زری کمک کنند ولی در خانه بسته بود.
زری جیغ می زد که من بیگناهم ولی عباس 18 ساله با چاقو دور حیاط دنبالش می کرد و می خواست او را بکشد. چند نفر از زنها از روی پشت بام به داخل خانه شان رفتند و بالاخره عباس را از خانه بیرون کردند. با سر و صدای عباس داستان حاملگی زری رو شد. زنها می خواستند با نصیحت زیر زبان زری را بکشند که رفیقش کیست تا او را بیاورند با زری عروسی کند و قال قضیه کنده شود اما زری قسم می خورد که رفیق ندارد. چند روز بعد باز سر و صدا و جیغ های زری بلند شد. برادر بزرگش رسول از ده به شهر آمده بود و زری را با تسمه کمر آنقدر زده بود که زری غش کرده بود و وسط حیاط افتاده بود. سلطان - مادر زری- هم توی سر می زد و می گفت دیدی چه خاکی بر سرم شد؛ هم آبرویم رفت و هم دخترم کشته شد. رسول هم از بس که زری را زده بود خودش هم بی حال لب تالار نشسته بود. من و چند تا بچه دیگر هم لب بام ناظر کتک خوردن زری بودیم. زری کم کم به حال آمد و رسول به مادرش گفت: ننه غریبم بازی در نیاور، دخترت نمرده حالش جا می آید و دوباره می رود رفیقش را پیدا می کند تا با او بخوابد. اگر مواظبش بودی شکمش بالا نیامده بود و من نمی بایست گاوم را 55 تومان ارزانتر بفروشم. من نمی فهمیدم چه ارتباطی بین کاهش قیمت گاو رسول و شکم زری هست و چرا او گاوش را 55 تومان کمتر فروخته است.
نه نه سلطان به رسول گفت : ننه حالا تو به ده برو من و عباس و بقیه بچه ها به حرفش می آوریم و معلوم می شود که کدام پدر سوخته بی شرفی این شکم صاحب مرده اش را بالا آورده است. معصومه خواهر 17 ساله زری که 4 سال بود شوهر کرده بود و 2 تا بچه داشت و برای بار سوم حامله بود لب حوض نشسته بود و داشت بچه اش را شیر می داد گفت: ننه این فخر رازی کی هست؟ تا بحال چند بار به من گفته من فخر رازی را خیلی دوست دارم. مادرش گفت نمی دانم کیست چندبار به من هم گفته. یک شعری هم درباره فخر رازی می خواند. معصومه گفت: ننه احتمالا این فخر رازی کلید معماست باید روی لرد محله (محله مرغ فروش ها ) مغازه داشته باشد. چون چندین بار که زری اسم فخر رازی را می برد. اسم مرغ را هم می برد و در شعرهایش از مرغ و پر زیاد حرف میزد.
کتک خوردن زری برای زنهای محله عادی شده بود و دیگر مثل روزهای اول خانه آنها نمی رفتند تا او را از دست برادرهایش خلاص کنند. آن روز ملا نباتی 60 ساله به پشت بام دوید و داد و فریاد راه انداخت که دختره را کشتید، خوب نیست، خدا را خوش نمی آید. عباس نشست لب حوض و زارزار گریه می کرد که آبرویمان رفت. ملا نباتی به سلطان گفت در خانه را باز کن پای دخترت سوخته باید ببریمش دکتر. رسول نعره زد که همین مانده بود که این عفریته را به دکتر ببریم. حتما با چند تا شعر دکتر را هم از راه بدر می کند. رسول بلند شد و گفت ننه من دارم به ده می روم. این بی آبرویی باعث شد که هیچ کس در ده با من معامله نکند. من هر سال در تعزیه عاشورا نقش داشتم ، امسال به خاطر این بی ابرویی نقش را از من گرفتند.
گاوی را که چند روز قبل 455 تومان می خواستم معامله کنم امروز از من 400 تومان بیشتر نخریدند. من می روم تمام زندگیم را می فروشم و از این شهر می روم. شما خود دانید. اگر هم این دختره را به دکتر ببرید خدا شاهد است می آیم خون راه می اندازم و خودم را می کشم. بعد هم رو کرد به برادر کوچکش عباس و گفت: تو مواظب باش این عفریته را به دکتر نبرند که دیگر در همه شهر بی آبرو می شویم. در خانه باز شد و ملا نباتی با یک لیوان آب قند وارد شد و رفت بالای سر زری بدبخت. ملا ضمن آنکه به زری آب قند می داد گفت خدا را خوش نمی آید. اینقدر این دختره را اذیت نکنید. رسول گفت: شما همسایه ها دخالت نکنید، خواهرمان است می خواهیم او را بکشیم. به شما چه؟ ملا گفت: آهای رسول بی حیا، تو شاگرد من بودی من به تو قرآن یاد دادم، تو بالای حرف من حرف می زنی؟ شما نادان ها که می خواهید بروید دنبال فخر رازی توی مرغ فروشی لرد محله بگردید، فخر رازی یک شاعری است که چند صد سال است مرده است و این بچه طفل معصوم چند تا شعر فخر رازی یاد گرفته، تازه این شعرها را هم من یادش دادم.
عباس که تازه سرنخی پیدا کرده بود و می خواست برود و شکم فخر رازی را بدرد هاج و واج شده بود. عباس گفت : ملا ، تو قسم بخور که فخر رازی شاعر بوده و چند صد سال است که مرده. ملا گفت: بخدا، به پیر به پیغمبر، به قرآن قسم که فخر رازی شاعر بوده و مفسر قرآن و صدها سال پیش مرده است. عباس گفت : دروغ می گویی. ملا گفت: چرا دروغ بگویم؟ عباس گفت : برای اینکه به حضرت عباس قسم نخوردی؟ به خدا قسم خوردی. ملا گفت: سه بار به دست بریده ابوالفضل عباس قسم که فخر رازی که تو می خواهی بروی شکمش را پاره کنی استخوانهایش هم پوسیده. حالا هم شما دو تا برادر بلند شوید از خانه بروید، تا زنها موضوع خواهرت را معلوم کنند. رسول گفت به ده می روم ولی اگر بفهمم که این عفریته را دکتر برده اید او را می کشم خودم را هم می کشم.
عباس دوباره داغ کرد و گفت می دانید چرا این اسم رفیقش را نمی گوید؟ چون به نظر من این کار کار یک نفر نیست، کار چند نفر است. رسول به عباس گفت تو دیگر خفه شو. عباس و رسول پریدند به هم و کتک کاری مردها شروع شد. بزن بزن. عباس به رسول می گفت تو اصلا داماد شده ای و توی ده زندگی می کنی به شهر نیا و فضولی نکن. من هر روز باید توی این کوچه خیس عرق بشوم و سرم را زیر بیندازم. همه جوانهای محل مرا که می بینند، نگاهشان را بر می گردانند. دیروز اصغر رضا شومال به من گفت عباس کلاهت را بالاتر بگذار. همین امروز صبح آ محمد دکاندار گفت ما دیگر به شما نسیه نمی دهیم. تو حالا از ده آمده ای به من حرف ناجور می زنی. تو اصلا به فکر شکم صاحب مرده این عفریته نیستی. از این ناراحتی که گاوت را 55 تومان کمتر خریده اند. دوباره عباس داغ کرد زری را که داشت نیمه جانی می گرفت از وسط حیاط بلند کرد و توی حوض آب پرت کرد و گفت همین جا جلوی روی همه تان خفه اش می کنم. ملا گفت بچه ها بروید کمک بیاورید. همه جیغ و فریاد کردیم که کمک کمک! حسین آقای همسایه دوید آمد خودش را انداخت توی حوض و زری کتک خورده پا سوخته را از توی حوض بیرون کشید.
عباس و رسول هر دو گریه افتادند که دیدی بالکل آبرویمان رفت. ملا گفت من که گفتم داد و فریاد نکنید تا زنها قضیه را حل کنند. حسین آقای همسایه دست رسول را گرفت و گفت آقا رسول شما بیا برو به سرخانه و زندگیت ما همسایهها مواظب عباس هستیم. رسول سرش را گذاشت روی شانه حسین آقا و زار زار گریه میکرد و میگفت آبرویمان رفت.
زنهای همسایه زری را با وساطت همسایه ها و ملا به دکتر بردند. بعد از مایعنات معلوم شد در شکم زری یک کیست بزرگ متورم شده و طفلک به خاطر یه بیماری معمولی ماهها بود که شکنجه و کتک میخورد. زری با وساطت ملا دوباره به مدرسه رفت. سالها بعد دیپلمش رو گرفت و در دانشگاه پهلوی شیراز پزشکی قبول شد و سالها بعد با استاد آمریکایی دانشگاه پهلوی شیراز ازدواج کرد و به آمریکا رفت.
زری امروز در بوستون ماساچوست یکی از محققین بیماری های داخلی و خونی شده و همه خواهر و برادرهایش رو هم به امریکا برد.
عباس ، برادر بزرگ زری را بعد از سالها توی نیویورک دیدم. عباس یه رستوران بزرگ ایرانی داره و وقتی از خاطرات زری و اتفاقات اون دوران حرف میزدیم حرف های عجیبی میزد. میگفت الان نوه هاش که دیگه ایرانی- آمریکایی هستن، هر چند وقت یک بار با پسرهای زیادی توی امریکا زندگی میکنند بدون اینکه ازدواج کرده باشن و حتی نوه هاش با دوست پسرهاشون میان به دیدن بابابزرگ (عباس) و جلوی بابابزرگشون هم لب و لوچه همدیگه رو میبوسن و وقتی عباس یاد اون روزها میافتد کلی خودش رو سرزنش میکنه و شرمنده میشه و همه ثروت و دارایی های الانش رو، مدیون همون زری میدونه که چقدر کتکش زده......
محمد حسین پاپلی- استاد ایرانی دانشگاه سوربن پاریس
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1392ساعت 5:16 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

دانلود آهنگ فارسی عمر گل لاله:

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای عمر گل لاله که در آخر این سریال در شبکه ۳بل آ پخش میشود

خواننده این آهنگ:هادی احمدی میباشد

این هم لینک دانلود:https://dl.dropboxusercontent.com/u/84875941/Hadi%20Ahmadi%20-%20Omre%20Gole%20Lale%20%28128%29%20%28.mp3

https://dl.dropboxusercontent.com/u/84875941/Hadi%20Ahmadi%20-%20Omre%20Gole%20Lale%20%28128%29%20%28.mp3


برچسب‌ها: دانلود آهنگ, عمر گل لاله, هادی احمدی, هنر, موسیقی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1392ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

آیا میدانستید:

آیا میدانستید: ریحان  خاصیت ضد پیری دارد ؟
آیا میدانستید: زنان  زودتر از مردان یخ می زنند ؟
آیا میدانستید: گردو با  چربی ها ناسالم میجنگد ؟
آیا میدانستید: سوسک  ها منبع پروتئین هستند ؟
آیا میدانستید: اجداد  خفاش ها موش ها بوده اند ؟
آیا میدانستید: پاندا هنگام  تولد صورتی رنگ است ؟
آیا میدانستید: خمیازه  کشیدن به مغز آرامش می‌دهد ؟
آیا میدانستید: محققان  قادر به کاشت بذر در فضا شدند ؟
آیا میدانستید: مسن  ترین گربه جهان ۳۸ سال سن دارد ؟
آیا میدانستید: مار  باهوش ترین خزندگان روی زمین هستند ؟
آیا میدانستید: ملخ  ها دارای بیش از ۱ میلیون گونه هستند ؟
آیا میدانستید: نعناع  سکسکه و تنگی نفس را شفا میدهد ؟
آیا میدانستید: نعناع  سکسکه و تنگی نفس را شفا میدهد ؟
آیا میدانستید: رنگ  مورد علاقه ۸۰ درصد آمریکایی‌ها آبی است ؟
آیا میدانستید: درهر  ثانیه ۱ بیلیون ترانزیستور ساخته می شود ؟
آیا میدانستید: چهار  پنجم جانوران رو  حشره ها تشکیل داده اند ؟
آیا میدانستید: رکورد  ضربات دوهل ۱۱۶۸ ضربه در یک دقیقه است ؟
آیا میدانستید: یک گرم  سم مار کبری می تواند ۱۵۰ نفر را بکشد ؟
آیا میدانستید: اثر  انگشت خواهر و برادر ۶۰% شبیه به هم است ؟
آیا میدانستید: پرستارن  بیشتر از سایر افراد دچار اسم می شوند ؟
آیا میدانستید: سالی  ۵۰۰ شهاب سنگ به زمین برخورد می‌کنند ؟
آیا میدانستید: حیوانات هم  مثل انسان می توانند اینده نگری کنند ؟
آیا میدانستید: هر تار  موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند ؟
آیا میدانستید: سن پدر  با ضریب هوشی کودک رابطه مستقیم دارد ؟
آیا میدانستید: کرم ها  از روی بو محیط شب و روز را تشخیص میدهند ؟
آیا میدانستید: ۸۰%  کودکان زیر ۳ سال عفونت گوش را تجربه می کنند  ؟
آیا میدانستید: فقط ۱  نفر از ۱ میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر  میکند ؟
آیا میدانستید: کرمھای  ابریشم در ۵۶ روز۸۶ ھزار برابر خود غذا  میخورند ؟
آیا میدانستید: شیرها  تا سن ۲ سالگی قادر به غرش کردن نمی باشند ؟
آیا میدانستید: شیرها  تا سن ۲ سالگی قادر به غرش کردن نمی باشند ؟
آیا میدانستید: در ساعت  ۱۰:۰۴ شب خلاقیت انسان به حداکثر می‌رسد ؟
آیا میدانستید: در ساعت  ۱۰:۰۴ شب خلاقیت  انسان به حداکثر می‌رسد ؟
آیا میدانستید: سوزش  دهان در زنان ۷ مرتبه بیشتر از مردان اتفاق  می‌افتد ؟
آیا میدانستید: کودکان  شیر خوار هم می توانند دچار مشکلات روانی شوند  ؟
آیا میدانستید: یک  گاو می تواند از پله ها بالا برود ولی پایین  نمی تواند بیاید ؟
آیا میدانستید: گوریل  خشم شدید خود را با بیرون آوردن زبان نشان می  دهد ؟
آیا میدانستید: نهنگ  در هر بازدم ۹۰ درصد هوای ریه های خود را خارج  می کند ؟
آیا میدانستید: در فصل  بلوط درخت بلوط بیش از ۹۰۰۰۰ هزار بلوط تولید  می کند ؟
آیا میدانستید: وزن  کل انسان های جهان با وزن کل مورچه های جهان  برابر است ؟
آیا میدانستید: برای  تولید ۱ لیتر بنزین ۲۳٫۵تن گیاه در گذشته  مدفون شده است ؟
آیا میدانستید: وزن  کل انسان های  جهان با وزن کل مورچه های جهان برابر است ؟
آیا میدانستید: میدونین  با پاکت فریزری هم (مثل کتری) میشه آب رو به  جوش آورد ؟
آیا میدانستید: که  اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد ، فرزندان پسر  او
کوررنگ میشوند ؟
آیا میدانستید: جغد  ها قادر به حرکت دادت چشم های خود در کاسه چشم  نیستند ؟
آیا میدانستید: انسان  در هر بازدم تنها ۱۵ درصد هوای داخل ریه خود  را
خارج می کند ؟
آیا میدانستید: ۵۵۰۰  سال پیش بشر در قزاقستان کنونی شروع به رام  کردن اسب کرد ؟
آیا میدانستید: تایلندی  ها با استفاده از پوست تخم تمساح دندان مصنوعی
ساخته اند ؟
آیا میدانستید: موشهای  صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را  نابود میسازند ؟
آیا میدانستید: قطر کره  چشم هشت پای غول پیکر اقیانوس اطلس ۴۰ سانتی  متر است ؟
آیا میدانستید: مصریان  باستان روی بالش هایی که از سنگ درست شده بود  می
خوابیدند ؟
آیا میدانستید: سرعت  خواندن از صفحه رایانه نسبت به کاغذ معمولی ۲۵
درصد کندتر است ؟
آیا میدانستید: برای  اینکه ۷۰۰ گرم به وزن شما اضافه شود باید ۹  کیلو
سیب زمینی بخورید ؟
آیا میدانستید: برای  جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی باید درون سبد  آن
یک عدد سیب قرار دهید؟
آیا میدانستید: اشعه  های خورشید بازتاب شده از یک آینه ۴۰ کیلومتر
دورتر از آن نیز قابل رویت است ؟
آیا میدانستید: بر سطح  ماه هیچ گاه باد نمی وزد ،از این رو جای پای  فضا
نوردان همواره باقی می ماند ؟
آیا میدانستید: انرژی  که در مرکز خورشید تولید میشود ۲ میلیون سال  طول
میکشد تا به سطح ان برسد ؟
آیا میدانستید: اسیایی  ها کمتر از مردمان چهار قاره دیگر به بیماری  های
قلبی و سرطان مبتلا می شوند
آیا میدانستید: تار  عنکبوت از قویترین بافته هاست و دوامش از آهن  بیشتر
است و به ان آهن حیوانی گویند ؟
آیا میدانستید: که همه  نوزادان میگو نر متولد میشوند و بعد از چند  هفته
بخشی از آنها به ماده تبدیل میشوند ؟
آیا میدانستید: اگه شما  به مدت هفت سال انگشتتونو بچسبونید به شیشه،
اونوقت جای انگشتتون باقی میمونه ؟
آیا میدانستید: قدیمی  ترین و ابتدایی ترین سیستم تسویه اب و فاضلاب
جهان در روسیه با قدمت ۹۰۰۰ سال کشف شد ؟
آیا میدانستید: یک شخص  چینی رکوردار نگه داشتن سرب مذاب در دهانش  بدون
اسیب رسیدن به اعضای دهانش است ؟
آیا میدانستید: وقتی یک  نوزاد در حال گریه است با صدای ش..ش.. شما  آرام
خواهد شد و این به این دلیل صدای ابی است  که اطراف نوزاد را در دل مادر
گرفته است.در  ضمن این یکی از دلایلی است که چرا صدای ساحل  دریا به
انسان ارامش می دهد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1392ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

دانلود آهنگ جدید و فوق العاده زیبای سیاوش قمیشی با نام نوازش

سلام دوستان خوبم بعد از مدتها اومدم با یک آهنگ قشنگ از استاد سیاوش قمیشی

به نام نوازش با کیفیت عالی امیدوارم خوشتون بیاد نظر فراموش نشه

 

https://dl.dropboxusercontent.com/s/iq8c782acj8ps29/Siavash%20Ghomayshi%20-%20Navazesh.mp3?token_hash=AAFTtcqJ-6kXHexZmUUn8yEZBp30lEIpPn9aEiYc5nAXdg&dl=1

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 خرداد1392ساعت 4:5 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

هرچه کنی به خود کنی:

هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی

می‌گویند: درویشی بود كه در كوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند: "هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی" اتفاقاً زنی مكاره این درویش را دید و خوب گوش داد كه ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش را شنید گفت: "من پدر این درویش را در می‌آورم".

زن به خانه رفت و خمیر درست كرد و یك فتیر شیرین پخت و كمی زهر هم لای فتیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به خانه‌اش و به همسایه‌ها گفت: "من به این درویش ثابت می‌كنم كه هرچه كنی به خود نمی‌كنی".

از قضا زن یك پسر داشت كه هفت سال بود گم شده بود یك دفعه پسر پیدا شد و برخورد به درویش و سلامی كرد و گفت: "من از راه دور آمده‌ام و گرسنه‌ام" درویش هم همان فتیر شیرین زهری را به او داد و گفت: "زنی برای ثواب این فتیر را برای من پخته، بگیر و بخور جوان!"

پسر فتیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: "درویش! این چی بود كه سوختم؟"

درویش فوری رفت و زن را خبر كرد. زن دوان‌دوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور كه توی سرش می‌زد و شیون می‌كرد، گفت: "حقا كه تو راست گفتی؛ هرچه كنی به خود كنی گر همه نیك و بد كنی".
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1391ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

هشدار: جدً بخونید و اطلاع رسانی کنید:

>>>>>تا ۱۰ سال دیگر 'هر خانواده ایرانی یک مبتلا به ام‌اس خواهد داشت'
>>>>>امیررضا عظیمی، دبیر علمی نهمین کنگره بین المللی ام اس که در تهران در حال برگزاری است، گفت: "طی ۱۰ سال آینده در هر خانواده ایرانی یک نفر به بیماری ام‌اس مبتلا خواهد شد.
>>>>>به گزارش خبرگزاری مهر، آقای عظیمی گفت که شهرهای تهران و اصفهان بیشترین شیوع ابتلا به این بیماری را دارند.
>>>>>به گفته این متخصص، کمبود ویتامین دی می‌تواند در ابتلا به این بیماری نقش داشته باشد و یکی از راه‌های پیشگیری از آن، جبران کمبود این ویتامین است.
>>>>>آمار دقیقی از تعداد مبتلایان به این بیماری در ایران منتشر نشده است، اما بر اساس آخرین اطلاعات وزارت بهداشت، بیش از ۴۰هزار نفر در ایران به بیماری ام‌اس مبتلا هستند.
>>>>>این بیماری یکی از شایع‌ترین بیماری‌های سیستم اعصاب مرکزی (مغز و نخاع) است و در اثر تخریب غلاف میلین ایجاد می شود.
>>>>>میلین غلافی است که فیبرهای عصبی را احاطه می کند و در انتقال سریع امواج عصبی نقش دارد.
>>>>>در حالت طبیعی با وجود این غلاف امواج عصبی به سرعت منتقل می شود و این امر موجب توانایی بدن در ایجاد حرکات هماهنگ و موزون است.
>>>>>در بیماری ام اس این غلاف عصبی به تدریج تخریب می شود و بدین ترتیب امواج عصبی از مغز به خوبی منتقل نمی شود.
>>>>>دوست عزیزم با مراجعه به پزشک و انجام آزمایش ویتامین دی از وضعیت سلامت خود مطلع شوید.
+ نوشته شده در  جمعه 27 بهمن1391ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

عناب و خواص آن:

عناب و خواص آن

 

عناب هم میوه ای خوشمزه و هم دارویی گیاهی به شمار می رود. عناب، بومی مناطق گرمسیر است. كشت آن در شمال آفریقا ، جنوب اروپا و نواحی مدیترانه رواج دارد.

عناب را خرمای چینی یا خرمای قرمز نیز می نامند، زیرا هم شیرین است و هم یک هسته مانند خرما دارد.

برگ های درخت عناب، كوچك، زیبا، شفاف، ‌متناوب و دندانه دار است. گل های آن كوچك و به رنگ سبز مایل به زرد می باشد. میوه ی عناب به رنگ قرمز و به شكل تخم مرغ و دارای یك هسته است.

طعم عناب كمی شیرین است. این میوه قدرت ماهیچه ها و توان بدنی را افزایش می دهد.

عناب خشک، آرام بخش، ضد سرطان، ضد بیماری های تنفسی، بند آورنده خون و مقوی است. تصفیه کننده خون بوده و به هضم غذا کمک می کند. در درمان نامرتب بودن ضربان قلب، عرق شبانه و تعریق زیاد بدن استفاده می شود. 

ریشه گیاه عناب در درمان سوء هاضمه مفید است.

تركیبات شیمیایی:

در برگ عناب ماده ای به نام "زی زی فین" وجود دارد.

از دیگر مواد تشکیل دهنده عناب می توان به ساپونین ها، فلاوونوئیدها، موسیلاژ(لعاب)، مواد قندی، ویتامین های A, B2 و C، املاح مانند کلسیم، فسفر و آهن اشاره نمود.

در عصاره چوب عناب، اسید زی زی فیك و اسید زی زی فوماتیك وجود دارد.

خواص داروئی:

عناب از نظر طب قدیم ایران معتدل است. البته ابوعلی سینا اعتقاد داشت كه عناب كمی سرد است.

 ضد آلرژی است.

* به افزایش وزن کمک می کند.

* عناب به دلیل داشتن لعاب زیاد، نرم كننده سینه است.

* ملین است.

* ادارارآور است.

* آرام كننده اعصاب است.

* ضد سرفه است.

* خواب آور است و بی خوابی را برطرف می كند.

* جوشانده پوست درخت عناب، داروی ضد اسهال است.

* برای بیماران مبتلا به آسم مفید است.

* خستگی را برطرف می كند.

* ریشه عناب، رشد موی سر را زیاد می كند.

* برگ عناب، خاصیت تب بُر دارد.

* جوشانده عناب، گرفتگی صدا را برطرف می كند.

* موجب تقویت دستگاه گوارشی می شود.

* حافظه را تقویت می كند.

* كم اشتهایی را برطرف می كند.

* برای سلامت کلیه ها سودمند است.

* موجب تقویت کبد می شود.

 

مضرات:

عناب در اشخاص سرد مزاج، تولید گاز و نفخ می كند. این گونه اشخاص باید عناب را با مویز بخورند.

 

تنظیم و گردآوری: مریم مرادیان نیری- کارشناس تغذیه تبیان

منابع :

 

سایت اینویستا

سایت وایزگیگ

پایگاه جامع اطلاع رسانی پزشکان ایران

ایران مانیا


برچسب‌ها: خواص عناب, بهترین تصفیه کننده خون, خوراکیهای دارویی, خرمای قرمز
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 دی1391ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

قیمت معجزه چنده؟

                      وقتي سارا دخترک هشت ساله اي بود، شنيد که پدر ومادرش
درباره برادر کوچکترش صحبت مي کنند. فهميد برادرش سخت بيمار است و آنها پولي
براي مداواي او ندارند. پدر به تازگي کارش را از دست داده بود و نمي توانست
هزينه جراحي پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنيد که پدر آهسته به مادر گفت: فقط
معجزه مي تواند پسرمان را نجات دهد.

 سارا با ناراحتي به اتاق خوابش رفت و از زير تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک
را شکست، سکه ها را روي تخت ريخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.

 [image: http://marshal-modern.ir/Archive/2012/7/11/11111.jpg]<http://groups.yahoo.com/group/Marshal-Modern-2/join>

بعد آهسته از در عقبي خانه خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت. جلوي
پيشخوان انتظار کشيد تا داروساز به او توجه کند ولي داروساز سرش شلوغ تر از آن
بود که متوجه بچه اي هشت ساله شود. دخترک پاهايش را به هم مي زد و سرفه مي
کرد، ولي داروساز توجهي نمي کرد، بالاخره حوصله سارا سر رفت و سکه ها را محکم
روي شيشه پيشخوان ريخت.

 [image: http://marshal-modern.ir/Archive/2012/7/11/22222.jpg]<http://groups.yahoo.com/group/Marshal-Modern-2/join>

داروساز جا خورد، رو به دخترک کرد و گفت: چه مي خواهي؟
دخترک جواب داد: برادرم خيلي مريض است، مي خواهم معجزه بخرم.
داروساز با تعجب پرسيد: ببخشيد؟!!

 [image: http://marshal-modern.ir/Archive/2012/7/11/33333.jpg]<http://groups.yahoo.com/group/Marshal-Modern-2/join>

دختـرک توضيح داد: برادر کوچک من، داخل سـرش چيزي رفته و بابايم مي گويـد که
فقط معجـزه مي تواند او را نجات دهد، من هم مي خواهم معجزه بخرم، قيمتش چقدر
است؟

داروساز گفت: متاسفم دخترجان، ولي ما اينجا معجزه نمي فروشيم.

چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت: شما را به خدا، او خيلي مريض است، بابايم پول
ندارد تا معجزه بخرد اين هم تمام پول من است، من کجا مي توانم معجزه بخرم؟

 [image: http://marshal-modern.ir/Archive/2012/7/11/44444.jpg]<http://groups.yahoo.com/group/Marshal-Modern-2/join>

 مردي که گوشه ايستاده بود و لباس تميز و مرتبي داشت، از دخترک پرسيد: چقدر
پول داري؟
دخترک پول ها را کف دستش ريخت و به مرد نشان داد. مرد لبخنـدي زد و گفت: آه چه
جالب، فکـر مي کنم اين پول براي خريد معجزه برادرت کافي باشد!
بعد به آرامي دست او را گرفت و گفت: من مي خواهم برادر و والدينت را ببينم،
فکر مي کنم معجزه برادرت پيش من باشد.

 [image: http://marshal-modern.ir/Archive/2012/7/11/55555.jpg]<http://groups.yahoo.com/group/Marshal-Modern-2/join>

 فرداي آن روز عمل جراحي روي مغز پسرک با موفقيت انجام شد و او از مرگ نجات
يافت.
پس از جراحي، پدر نزد دکتـر رفت و گفت: از شما متشکـرم، نجات پسرم يک معجـزه
واقعـي بود، مي خواهم بدانم بابت هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت کنم؟

 [image: http://marshal-modern.ir/Archive/2012/7/11/66666.jpg]<http://groups.yahoo.com/group/Marshal-Modern-2/join>

دکتر لبخندي زد و گفت: پنج دلار بود که پرداخت شد .

آن مرد ، دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شيکاگو بود.

 دوست داشتم ايميل همه جراحان و پزشكان  ايراني را داشتم ...

برچسب‌ها: قیمت معجزه چنده, سارا, جراحان ایرانی, دکتر امسترانگ متخصص و جراح مغز و اعصاب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1391ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

معامله شوخی بردار نیست.

خواهر روحانی در کلاس مدرسه مقابل دانش آموزان نوجوان، ایستاده بود. او در حالی که یک سکه یک دلاری نقره در دستش بود گفت: به دختر یا پسری که بتواند نام بزرگترین مردی را که در این دنیا زیسته است بگوید، این یک دلاری را جایزه می دهم.
یک پسر خردسال ایتالیایی گفت: منظورتان میکل آنژ نیست؟
خواهر روحانی جواب داد: خیر، میکل آنژ یک هنرمند برجسته به حساب می آید، لکن بزرگترین مردی که دنیا به خود دیده نیست.
یک دختر خردسال یونانی گفت: آیا ارسطو بود؟
خواهر روحانی جواب داد: خیر، ارسطو یک متفکر بزرگ و پدر علم منطق بود اما بزرگترین مردی که در دنیا زندگی میکرده، محسوب نمی شود.
بالاخره یک پسر خردسال یهودی گفت: می دانم چه کسی است، او عیسی مسیح است.
خواهر روحانی جواب داد صحیح است و یک دلاری را به او داد.
خواهر روحانی که از جواب پسربچه یهودی قدری شگفت زده شده بود، در زنگ تفریح او را در زمین ورزش یافت و از او پرسید: آیا واقعا اعتقاد داری که عیسی مسیح بزرگترین مردی است که دنیا به خود دیده ؟
پسربچه جواب داد: البته نه، هر کسی می داند که بزرگترین مرد موسی بود. اما معامله شوخی بردار نیست!
به نقل از کتاب بزرگترین اصل مدیریت در دنیا نوشته مایکل لوبوف


برچسب‌ها: معامله شوخی بردار نیست, حسین سرلکی, خواهر روحانی, پسر بچه
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1391ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

دانلود آلبوم زیبای احسان خواجه امیری

http://www.dl.bia2music179.com/1391/8%20Aban/10654/Ehsan%20Khajehamiri%20-%20Asheghaneha%20%5B128%5D.zipدانلود آلبوم جدید و فوق العاده احسان خواجه امیری بنام عاشقانه ها

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1391ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

زن خیابانی

زن : مگه اینجا مدرسه دولتی نیست !؟
مدیر : اگه دولتی نبود که می گفتم یک میلیون تومن بریز
زن : آقا آخه مدارس دولتی نباید شهریه بگیرن ؟
مدیر : این که شهریه نیست اسمش همیاریه !!!ه
زن : اسمش هر چی هست. تلویزیون گفته به همه مدارس بخشنامه شده که مدارس دولتی هیچگونه وجهی نمیتونن دریافت کنن
مدیر : خب برو اسم بچت را تو تلویزیون بنویس!! اینقدر هم وقت منو نگیر… زن : آقای مدیر من دو تا بچه یتیم دارم! آخه از کجا بیارم ؟!!
مدیر : خانم محترم! وقتی وارد اینجا شدی رو تابلوش نوشته بود یتیم خونه یا مدرسه؟! آقای مستخدم، این خانم رو به بیرون راهنمایی کن …!!!

زن با چشمهای پر اشک منتظر اتوبوس واحد بود، اتومبیل مدل بالائی ترمز کرد و زن سوار شد … روزنامه ای که روی صندلی جا مانده بود رو برداشت و بهش خیره شد: کمیته مبارزه با فقر در جلسه امروز … ستاد مبارزه با بیسوادی … تیتر درشت بالای صفحه نوشته بود: با 200000 زن خیابانی چه می کنید؟!! زن با خودکاری که از کیفش بیرون آورده بود عدد را تصحیح کرد:
با 200001 زن خیابانی چه می کنید ؟!!

پی نوشت: فاحشه را خدا فاحشه نیافرید؛ آنانکه در شهر نان قسمت میکنند، او را لنگ نان گذاشته اند، تا هر زمان لنگ هماغوشی ماندند، او را به نانی بخرند!

صادق هدایت


برچسب‌ها: مدیر مدرسه, مدرسه یا یتیم خانه
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1391ساعت 12:46 بعد از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

شیطان جنس کهنه میفروشد.

شیطان جنس کهنه می فروشد

شیطان می خواست که خود را با عصر جدید تطبیق بدهد، تصمیم گرفت وسوسه‌های
قدیمی و در انبار مانده‌اش را به حراج بگذارد. در روزنامه‌ای آگهی داد و
تمام روز، مشتری
ها را در دفتر کارش پذیرفت.
حراج جالبی بود: سنگ‌هایی برای لغزش در تقوا، آینه‌هایی که آدم را مهم
جلوه می‌داد، عینک‌هایی که دیگران را بی‌اهمیت نشان می‌داد. روی دیوار
اشیایی آویخته بود
که توجه همه را جلب می‌کرد: خنجرهایی با تیغه‌های خمیده که آدم می‌توانست
آن‌ها را در پشت دیگری فرو کند، و ضبط صوت‌هایی که فقط غیبت و دروغ را
ضبط می کرد.

شیطان رو به خریدارها فریاد می زد: نگران قیمت نباشید! الان بردارید و هر
وقت داشتید، پولش را بدهید.
یکی از مشتری‌ها در گوشه‌ای دو شیء بسیار فرسوده دید که هیچکس به آن‌ها
توجه نمی‌کرد. اما خیلی گران بودند. تعجب کرد و خواست دلیل آن اختلاف
فاحش را بفهمد.

شیطان خندید و پاسخ داد: فرسودگی‌شان به خاطر این است که خیلی از آن ها
استفاده کرده‌ام. اگر زیاد جلب توجه می کردند، مردم می‌فهمیدند چه طور در
مقابل آن مراقب
باشند. با این حال قیمت شان کاملاً مناسب است. یکی شان  شک است و آن یکی
عقدة حقارت. تمام وسوسه‌های دیگر فقط حرف می‌زنند، این دو وسوسه عمل می
کنند.

+ نوشته شده در  شنبه 14 مرداد1391ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

اینم یک مطلب دیگه از کوروش کبیر.

*حكايت بخشندگی کوروش کبیر*

روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه
(که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به
اسم "ارتب" خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به
قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او،
به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و ارابه آفتاب حامل شکل
خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به ارابه بسته بودند آن را
می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی شدند ...

هیچ کس سوار ارابه آفتاب نمی شد و حتی خود کوروش هم قدم در ارابه نمی گذاشت و
بعد از ارابه آفتاب کوروش سوار بر اسب می آمد. از آنجا که پادشاه ایران ریش
بلند داشت و در اعیاد و روزهای مراسم رسمی، موی ریش و سرش را مجعد می کردند و
با جواهر می آراستند. کوروش به طوری که افلاطون و هرودوت و گزنفون و دیگران
نوشته اند علاقه به تجمل نداشت و در زندگی خصوصی از تجمل پرهیز می کرد، ولی می
دانست که در تشریفات رسمی باید تجمل داشته باشد تا اینکه آن دسته از مردم که
دارای قوه فهم زیاد نیستند تحت تاثیر تجمل وی قرار بگیرند. در آن روز کوروش،
از جواهر می درخشید و اسبش هم روپوش مرصع داشت و به سوی معبد "بعل" خدای بزرگ
صور می رفت و رسم کوروش این بود که هر زمان به طور رسمی وارد یکی از شهرهای
امپراطوری ایران(که سکنه آن بت پرست بودند) می گردید، اول به معبد خدای بزرگ
آن شهر می رفت تا اینکه سکنه محلی بدانند که وی کیش و آیین آنها را محترم می
شمارد.

در حالی که کوروش سوار بر اسب به سوی معبد می رفت، "ارتب" تیرانداز برجسته
فینیقی وسط شاخه های انبوه یک درخت انتظار نزدیک شدن کوروش را می کشید!

در صور، مردم می دانستند که تیر ارتب خطا نمی کند و نیروی مچ و بازوی او هنگام
کشیدن زه کمان به قدری زیاد است که وقتی تیر رها شد از فاصله نزدیک، تا انتهای
پیکان در بدن فرو می رود. در آن روز ارتب یک تیر سه شعبه را که دارای سه پیکان
بود بر کمان نهاده انتظار نزدیک شدن موسس سلسله هخامنشی را می کشید و همین که
کوروش نزدیک گردید، گلوی او را هدف ساخت و زه کمان را بعد از کشیدن رها کرد.
صدای رها شدن زه، به گوش همه رسید و تمام سرها متوجه درختی شد که ارتب روی یکی
از شاخه های آن نشسته بود. در همان لحظه که صدای رها شدن تیر در فضا پیچید،
اسب کوروش سر سم رفت. اگر اسب در همان لحظه سر سم نمی رفت تیر سه شعبه به گلوی
کوروش اصابت می کرد و او را به قتل می رسانید. کوروش بر اثر سر سم رفتن اسب
پیاده شد و افراد گارد جاوید که عقب او بودند وی را احاطه کردند و سینه های
خویش را سپر نمودند که مبادا تیر دیگر به سویش پرتاب شود، چون بر اثر شنیدن
صدای زه و سفیر عبور تیر، فهمیدند که نسبت به کوروش سوءقصد شده است و بعد از
این که وی را سالم دیدند خوشوقت گردیدند، زیرا تصور می نمودند که کوروش به علت
آنکه تیر خورده به زمین افتاده است.

در حالی که عده ای از افراد گارد جاوید کوروش را احاطه کردند، عده ای دیگر از
آنها درخت را احاطه کردند و ارتب را از آن فرود آوردند و دست هایش را بستند...

کوروش بعد از اینکه از اسم و رسم سوءقصد کننده مطلع گردید گفت که او را نگاه
دارند تا اینکه بعد مجازاتش را تعیین نماید و اسب خود را که سبب نجاتش از مرگ
شده بود مورد نوازش قرار داد و سوار شد و راه معبد را پبش گرفت و در آن معبد
که عمارتی عظیم و دارای هفت طبقه بود مقابل مجسمه بعل به احترام ایستاد. کوروش
بعد از مراجعت از معبد، امر کرد که ارتب را نزد او بیاورند و از وی پرسید برای
چه به طرف من تیر انداختی و می خواستی مرا به قتل برسانی؟

ارتب جواب داد ای پادشاه چون سربازان تو برادر مرا کشتند من می خواستم انتقام
خون برادرم را بگیرم و یقین داشتم که تو را خواهم کشت، زیرا تیر من خطا نمی
کند و من یک تیر سه شعبه را به سوی تو رها کردم، ولی همین که تیر من از کمان
جدا شد، اسب تو به رو درآمد و اینک می دانم که تو مورد حمایت خدای بعل و سایر
خدایان هستی و اگر می دانستم تو از طرف بعل و خدایان دیگر مورد حمایت قرار
گرفته ای نسبت به تو سوءقصد نمی کردم و به طرف تو تیر پرتاب نمی نمودم!

کوروش گفت در قانون نوشته شده که اگر کسی سوءقصد کند و سوءقصد کننده به مقصود
نرسد دستی که با آن می خواسته سوءقصد نماید باید مقطوع گردد. اما من فکر می
کنم که هنگامی که به طرف من تیر انداختی با هر دو دست مبادرت به سوءقصد کردی و
با یک دست کمان را نگاه داشتی و با دست دیگر زه را کشیدی. ارتب گفت همین طور
است. کوروش گفت هر دو دست در سوءقصد گناهکار است و من اگر بخواهم تو را مجازات
نمایم باید دستور بدهم که دو دستت را قطع نمایند ولی اگر دو دستت قطع شود دیگر
نخواهی توانست نان خود را تحصیل نمایی، این است که من از مجازات تو صرفنظر می
کنم.

ارتب که نمی توانست باور کند پادشاه ایران از مجازاتش گذشته، گفت ای پادشاه
آیا مرا به قتل نخواهی رساند؟ کوروش گفت : نه. ارتب گفت ای پادشاه آیا تو دست
های مرا نخواهی برید؟ کوروش گفت: نه. ارتب گفت من شنیده بودم که تو هیچ جنایت
را بدون مجازات نمی گذاری و اگر یکی از اتباع تو را به قتل برسانند، به طور
حتم قاتل را خواهی کشت و اگر او را مجروح نمایند ضارب را به قصاص خواهی
رسانید. کوروش گفت همین طور است. ارتب پرسید پس چرا از مجازات من صرفنظر کرده
ای در صورتی که من می خواستم خودت را به قتل برسانم؟ پادشاه ایران گفت: برای
اینکه من می توانم از حق خود صرفنظر کنم، ولی نمی توانم از حق یکی از اتباع
خود صرفنظر نمایم چون در آن صورت مردی ستمگر خواهم شد.

ارتب گفت به راستی که بزرگی و پادشاهی به تو برازنده است و من از امروز به بعد
آرزویی ندارم جز این که به تو خدمت کنم و بتوانم به وسیله خدمات خود واقعه
امروز را جبران نمایم. کوروش گفت من می گویم تو را وارد خدمت کنند.

از آن روز به بعد ارتب در سفر و حضر پیوسته با کوروش بود و می خواست که فرصتی
به دست آورد و جان خود را در راه کوروش فدا نماید ولی آن را به دست نمی آورد.
در آخرین جنگ کوروش که جنگ او با قبایل مسقند بود نیز ارتب حضور داشت و کنار
کوروش می جنگید و بعد از آنکه موسس سلسله هخامنشی(کوروش بزرگ) به قتل رسید،
ارتب بود که با ابراز شهامت زیاد جسد کوروش را از میدان جنگ بدر برد و اگر
دلیری او به کار نمی افتاد شاید جسد موسس سلسله هخامنشی از مسقند خارج نمی شد
و آنها نسبت به آن جسد بی احترامی می کردند، ولی ارتب جسد را از میدان جنگ بدر
برد و با جنازه کوروش به پاسارگاد رفت و روزی که جسد کوروش در قبرستان گذاشته
شد، کنار قبر با کارد از بالای سینه تا زیر شکم خود را شکافت و افتاد و قبل از
اینکه جان بسپارد گفت : بعد از کوروش زندگی برای من ارزش ندارد.
کوروش بزرگ یا کوروش کبیر(۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار
دودمان هخامنشی است. شاه پارسی پادشاهی انسان دوست بود و از صفات و خدمات او
بخشندگی‌، بنیان گذاری حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و
بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون،
گسترش تمدن و... شناخته شده‌ است. تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد
که برای چند نسل بر اَنشان(شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت
کرده بودند. کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها
را نقش کرده‌ است. ایرانیان کوروش را پدر می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را
به منزله مسح ‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را
مورد تأیید مردوک می‌دانستند.

این فقط در حد یک داستان باورکنید.شاید راست باشه شاید دروغ.ولی به هرحال قشنگ
بود
با تشکر از
شهریار عاطف
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 خرداد1391ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

تخته جمشید پارسه یا پرسپلیس

این است عظمت کوروش کبیر.

تخته جمشید پارسه یا پرسپلیس

 

برای دیدن عکسها و مطالب دیگر به آدرسی که در آخر مطلب نوشتم مراجعه کنید.

 

"عکس: ورودی کاخ صد ستون "

مقدمه

براگاهان و فرهنگ پژوهان پوشيده نيست كه دراغاز امپراتوري بزرگ هخامنشيان (550 ق.م) پاسارگاد (يا برطبق منابع متون اسلامي ؛ دشت مرغاب يا مقبره مادرسليمان ) پايتخت سياسي انان بوده است و امروزه اثار بجاي مانده از ان در80 كيلومتري شمال تخت جمشيد ،درجاده شيراز – اصفهان ديده مي شود.ايرانيان درقرن ششم ق.م. درسايه رهبري خردمندانه كورش كبير و دردوران حكومت مدبرانه داريوش بزرگ،موفق به تشكيل يك دولت جهاني و بافرهنگ شدند كه حدود ان از سرزمين سكاها (يعني ايرانيان شمالي كه دراسياي ميانه دران سوي سغد بودند) تا حبشه ،و از دره رودخانه سند ا سارد (يعني تا ساحل درياي مديترانه ) گسترش داشت. بسياري از ملت هاي متمدن ان روزگار از قبيل مصري ها ،يوناني ها ،مادها ،ارمني و عيلامي ها اطاعت  و فرمانبرداري از هخامنشيان راپذيرفته بودند.بيشتر دانشمندان ايران شناس معتقدند كه داريوش بزرگ براي اين مصمم به ساختن چنين مجموعه باشكوهي مشتمل بر كاخهاي تشريفاتي متعدد ، درمنطقه تخت جمشيد شد ،تا هم پايتخت بهاري ايران باشد و هم جايگاه برگزاري جشن هاي نوروزي كه همزمان با اعتدال ربيعي بود .از ان پس كاخ هاي هگمتانه (همدان امروزي )،شوش (پايتخت عيلام )و تخت جمشيد (پارسه ) به ترتيب به صورت اقامتگاه هاي تابستاني ،زمستاني و بهاري هخامنشيان بشمار مي امد .

البته بطور كلي تخت جمشيد نه تنها يك پايتخت سياسي و اقتصادي و نظامي بود ،بلكه سكونتگاه تشريفاتي پادشاهان هخامنشي هم بشمار مي امد . نام اصلي اين مجموعه در كتيبه هاي تخت جمشيد ،پارسه است. يونانيان اينجا را پرسه پليس يعني شهرپارسيان مي گويندكه اين نام از انجا به غربيان رسد و امروزه همه جا ،اين نام رايج است .اما نام تخت جمشيد بيشتر شهرت دارد .تخت دراينجا بمعني پايتخت و سكوي بزرگ كاخهاي ارگ شهر پارسه است و جمشيد نمونه شهرياري و بر پاك كننده نورز و مشهورترين فرمانرواي ايران قديم است كه درشاهنامه فردوسي كه از شاهكاري ادبي ايران مي باشد . از ان بسيار ياد شده است .

تخت جمشيد گل سرسبد و نتيجه درخشان هنرها و زبر دستيهاي مردماني است كه با فرهنگهاي قديمي و گوناگون ،اجزاءفرهنگي و هنري خود را در اختيار معماران ايراني گذاردند و اين معماران ماهر ،با استفاده از اين اجزاء هنري ،مجموعه پرارزشي از فرهنگهاي ملتهاي گوناگون بوجود اوردند كه درريزه كاريها و جزئيات هنري درتمدنهاي پيشين سابقه دارد اما دركل ،خلقتي نوين و شاهكاري تازه است و بانمونه هاي هنري پيشين يكسان نيست .به تصريح كتيبه داريوش بر ديوار جنوبي صفه تخت جمشيد ،ساختن كاخ هاي ان درزمان داريوش بزرگ ،به فرمان او اغاز گرديد(حدود سال 518.ق.م)تخت جمشيد دردامنه كوهي كه دران زمان به كوه مهر و اكنون به كوه رحمت مشهور است .واقع شده .اين كوه درزمان هخامنشيان به منزله يك مكان محترم و مقدس درقلب دولت بزرگ و جهاني انان بود. البته بايد درنظر داشت كه كوهستان دراساطير ايراني همواره مكاني محترم شمرده مي شود . كاخهاي تخت جمشيد را داريوش بزرگ و پسرش خشيارشا و نواه اش اردشير يكم درمدت پنجاه سال (از 518تا 470ق.م)ساختند ،پادشاهان بعدي هخامنشي نيز سعي بران داشتند كه بر ان مجموعه هنري چيزي  بيافزايند يا اصلاحاتي درساختمانهاي ان بكنند پس مي توان گفت  كه دوران ساخت بناي تخت جمشيد حدود 180 سال طول كشيده و كاخ هاي ان به مدت 200 سال ،يعني تا 330 ق.م كه اسكندر مقدوني انها را به اتش كشيد ، ابادو سكونتگاه پادشاهان هخامنشي بود .ناگفته نماند كه حجاري برخي از اجزاءكاخ ها تا سال 330 ق.م هنوز به طور كامل پايان نيافته بود. وسعت كامل كاخ هاي تخت جمشيد حدود 125000 متر مربع مي باشد كه كل اين مساحت با ارتفاعي حدود 8 تا 18 متر، از سطح جلگه مرودشت بالاتر است.

اين مجموعه عظيم احتمالا محلي براي برگزاري مهم ترين و بزرگترين جشن ايرانيان يعني نورز كه مصادف با اغاز بهار و بيست يكم ماه مارس ميلادي مي باشد .ساخته شده بودند.

توصيف اثار :

پلكان ورودي

عکس : دروازه ملل


پلكان بزرگ دوطرفه اي درشمال غربي درست كرده اندكه امكان رسيدن به اثار بر جاي مانده را ميسر مي سازد .تعداد پله هاي هر طرف از اين پلكان 110 عدد است كه هر كدام ده سانت بلندي و نزديك به 7 متر طول و 40 سانت پهنا دارد هر دو پلكان به طرز با شكوهي از تخته سنگهاي بسيار بزرگي ساخته شده اند ،و با محجرهاي سنگي كه تزئينات داخل انها نشانه اي از اتش دان مي باشند تزئين شده اند اين پلكان بزرگ بازديد كننده را به كاخ موسوم به دروازه همه ملل هدايت مي كند،كه ساخته خشايارشا بوده است . اين كاخ مشتمل است بر يك تالار مربع شكل ( با612 متر مربع وسعت )و سه درگاه مجلل كه ارتفاع سر درهاي ان به ده متر ميرسد .جرزهاي درگاه هاي شرقي و غربي مزين اند به نقش گاوهاي بالدار كه سر انسان دارند و به تاج اراسته اند .اينها را درباورهاي ايراني گوپت شاه مي خواندند يعني فرمانرواي چهار پايان سودمند . بربالاي هر يك از چهار جرز اين دو درگاه ، روبه سمت داخل، كتيبه اي از خشيارشا به سه زبان فراسي باستاني ،عيلامي و بابلي كنده اندكه همه متني يكسان دارند.ترجمه قسمتي از اين كتيبه چنين است :

اين زمين را افريد ،كه ان اسمان را افريد ،كه مردم را افريد ،كه خوشبختي مردمان را افريد ،كه خشيارشا :اين بارگاه همه ملل رامن به توفيق اهورمزدا ساختم . بسا ساختمان هاي خوب ديگر دراين پارسه (تخت جمشيد ) كرده امد ،كه من براوردم ،و پدرم بر پا كرد.هر ان بناي كه زيبا مي نمايد ،همه را به تاييد اهورمزدا ما ساختيم ،گويد خشيارشا :اهورمزداو كشورم را بپا ياد احتمال مي رود كه نمايندگان اقوام تابع دولت هخامنشي پس ازورود به تالار دروازه همه ملل از درگاه جنوبي گذشته و دسته دسته به حياط اپادانا مي رفتند تا با هدايائي كه اورده بودند درجشنهاي بزرگ نوروزي شركت كنند .

كاخ اپادانا


سطح حياط كاخ اپادانا قسمتي از كوه مهر (كوه رحمت )مي باشد كه مسطح شده است . اين حياط از طريق دو دستگاه پلكان دو طرفه درسمت شمال و شرق به ايوان ها و تالار مركزي كاخ اپادانا راه مي يابد .

كاخ اپادانا بزرگترين و باشكوه ترين بناي تخت جمشيد است ومشتمل بريك تالار مركزي مربع شكل سي و دو ستوني و سه ايوان هر يك با 12 ستون ،در جوانب شمال و شرق و غرب ان ،همه اينها از سطح حياط سه متر بالاترند ،جبهه پلكانه اي شرقي و شمالي مزين به نقوش بزرگان عالي رتبه  نظامي (مادي و پارسي ) درحاي كه گل ها ي مختلف نيلوفر ابي را دردست دراند به طور يك درميان بالباس هاي رسمي حجازي شده اند . درجلو فرماندهان نظامي ،نگهبانان پياده مشهور به گارد جاويدان نيزه دردست به حال احترام ايستاده اند . دررديف فوقاني اين قسمت ماموران و ميراخوران سلطنتي نقش شده اند كه هدايايي از قبيل ارابه ، اسب و يك كرسي (كه دراصل زرين بوده ) بهمراه دارندو بطرف كاخ پيش مي روند ،حجازي شده اند كه پيشكشهاي نوروزي باخود دارند و برخلاف نقوش اشوري و مصري نه بحالت خاك سپاري وزمين  بوسي ،بلكه به ارامي و ازادي به پيشگاه مي ايند .اين خود يكي از بهترين نمايش هاي رفتار ازادمنشانه ايرانيان نسبت به زيردستان بوده است.هويت اين نمايندگان از روي لباس و هديه انها  معين مي شود .ترتيب انها را معمولا بطريق زيرمشخص مي كنند :كاخ اپادانا را داريوش بزرگ پي ريخت و هم او درچهار گوشه ديوارهاي تالار جعبه هايي از سنگ گذارده بود و برهر يك ،دو لوحه زرين وسيمين راكه بر روي هر كدام به سه زبان و بخط ميخي وسعت دولت هخامنشي و معرفي داريوش شاه حك شده ،گذاشته بود .

وسعت تالار مركزي اپادانا بيش از 60 در60 متر (يعني 3600 متر مربع ) مي باشد و سقف ان بر روي ستونهاي بلندي كه بيست متر ارتفاع داشته، استوار بوده  است .زير ستونها مكعب دو طبقه اي استو تنه ستونها شياردارومزين به گل و نخلك هاي فراوان و سر ستون هابصورت گاوهاي دو سر بوده است

ايوانها زيرستون زنگوله اي (باگل و بوته ) داشته اند و سرستونهاي دوسر (فقط ايوان شرقي سرستون شير دو سر داشته ) اما تنه انها مثل تنه ستونهاي تالار بوده است .

             

              پلکان آپادانا : گل نیلوفر آبی                       پلکان بزرگ

اين بناي باشكوه راخشايارشا به اتمام رسانيد و هم اوست كه كتيبه هاي متعددي برجبهه پلكانهايش از خودبجاي گذارده است .درميان دو جبهه پلكان شرقي و شمالي اپادانا دراصل نقوش بار عام شاهي حجازي شده كه بعدها انها را به خزانه تخت جمشيد بردند و فعلا يكي از انها درموزه ملي ايران درتهران نگهداري مي شود.اين نقوش نمايانگر اوج جشن نوروزي است و شاه بزرگ را برتخت شاهي نشان مي دهد كه پشت سرش وليعهد او ايستاده و چند مامور عالي رتبه دردو سوي انها ايستاده اند و يكي از انها اندكي خم شده و گزارش جشن را تقديم مي كند .بعدها اردشير يكم اين نقوش را درخزانه گذارد و بجايشان نقش چهار جفت سرباز مادی و پارسي نشاند .

بزرگان ايرانشهر و ميراخوران

 

درجبهه شمالي از پلكان شرقي اپادانا كه بر اساس متن كتيبه ان درزمان خشيارشا ساخته شده است ،سه رديف نقش ديده مي شود كه درابتداي هر سه رديف گروهي از نيزه داران هستند كه همگي شبيه به يكديگرند .پس از نيزه داران و به ترتيب از بالا به پائين :رديف اول : ميراخوان و خدمه مخصوص هستند كه وسايل و اسباب شاه را حمل مي كنند كه به ترتيب 3 نفر فرش ،يك نفر چهار پايه سلطنتي و 3 نفر مهتر كه هر كدام اسبي كاملا اراسته شده را همراه مي اورندو درانتهاي اين صف ،دو گردونه سلطنتي كه هر دوبا رديفهاي شيرو گل تزئين شده و بسيار مجلل پرداخته شده اند در حال حركت ،حجاري شده اند .ظاهراً گردونه اول مخصوص شاه و گردونه دوم مربوط به وليعهد مي باشد .

دورديف از بزرگان ايرانشهر درپائين و پشت سر نگهبانان ،نقش شده اند كه يك در ميان لباس پارسي (كلاه بلند ترك دارو لباس بلند) و لباس مادي (كلاه نمدي گرد با لباس كوتاه و شلوار ) پوشيده اند و دست دردست و يا دست برشانه هم ، گفتگو كنان بطرف كاخ اپادانا درحركتند .بايد اينطور تصور كرد كه درحقيقت هر چهر يا پنج نفر از اين گروه گفتگو كنان و پشت سرهم حركت مي كرده اند .

نشانه هاي مقام و اهميت افراد دردوران هخامنشي عبارت بودنداز طوق گردن ،گوشواره ،دستبند و ريش بلند كه تمام افراد نقش شده دراين دورديف اين نشانه ها راباخود  دارند . هر كدام از اين افراد گل يا غنچه اي  از نيلوفر ابي بدست گرفته اند وبعضي ديگر اشيائي بدست دارند كه احتمالاسيب يا تخم رنگي است كه همگي ا زعلائم نوروز شمرده مي شوند .

هدیه آوران

23گروه نمایندگان ملل تابعه امپراتوری هخامنشی هستند که هدایایی را همرا ه دارند.هر گروه توسط حاجب یا پرده داری که از بزرگان پارسی یا مادی بوده است راهنمای می شود و سرپرست گروه (نماینده یا استاندار)دست در دست حاجب حرکت می کنند .

ردیف بالا از راست به چپ عبارتند از :

1-مادی ها که نه نفرند و سبو ،ظروف،بازوبند و لباس می آورند.

2-خوزی ها که چهار نفرند و کمان ،خنجر ،ماده شیر و دو توله شیر می آورند.

3-هراتی ها که چها رنفرند و ظروف ،شتر دو کوهان و پوست حیوان می آورند .

4-رخج یهای افغانستانی که چهار نفرند و جام زرین ،شتر دو کوهان پوست می آورند.

5-مصری ها که شش نفرند و گاو و جامه می آورند .

6-بلخی ها که چهار نفرند و ظروف و شتر دو کوهان می آورند .

7-اسه گرتیان که پنج نفرند و جبه ،شلوار و اسب می آورند.

ردیف وسط از سمت راست به چپ عبارتند از :

8- ارمنی ها که سه نفرند و اسب و سبوی دسته دار می آورند.

9-بابلی ها که شش نفرند و پیاله ،قبا و گاو کوهان دار می آورند.

 

v vv

     حاجب فارسی             نبرد شاه با اهریمن                       کاخ تچرا

  

قوچ زیبای پروار            پلکان کاخ مرکزی ،شاهکار حجاری در جهان قدیم

 

10-آشوری ها که هشت نفرند و کاسه ،لباس و دو عدد قوچ می آورند.

11-سکائیان تیز خود که اسب ،بازوبند،جامه و شلوار جورابدار می آورند.

12-گنداری ها(قندهاریان افغانستان)که شش نفرند و گاو کوهان دار،سپر و نیزه می آورند.

13سکاهای هوم پرست که پنج نفرند و خنجر،بازوبند،تبر جنگی و اسب می آورند.

ردیف پائین از سمت راست به چپ:

14-لودی ها که شش نفرند و ظروف ،بازوبند زرین و ارابه دو اسبه می آورند.

15-کاپادوکی ها (آسیای صغیر )که پنج نفرند و اسب ،جبه و شلوار جورابدار می آورند.

16-ایونی ها (یونانیان آسیائی ) که هشت نفرند و ظروف،قواره پارچه و پشم تابیده می آورند.

17-پارثوی ها (خراسانیان کهن ) که چها رنفرند و ظروف و شتر دو کوهان می آورند.

18-هندی هاکه پنج نفرند و کیسه ها ی ادویه ،قاطر و تبر جنگی می آورند.

شیب پلکان از بالا به پائین :

19-سکاهای اروپایی که چهار نفرند وسپر،نیزه و اسب می آورند.

20-عربهای ناحیه اردن و فلسطین که سه نفرند و عبای تا شده و شتر می آورند.

21-زرنگیان (سیستانیان )که چها رنفرند و سپر ونیزه و گاونر می آورند.

22-لیبی ها که سه نفرند وغزال و ارابه دو اسبه می آورند .

23-حبشی ها که سه نفرند و یک ظرف در پوش ،عاج فیل و زرافه می آورند .

 

کاخ تچرا

در جنوب غربی آپادانا کاخ اختصاصی داریوش بزرگ بر روی سکوئی بلند بنا شده ،که به گواهی نوشته هایش توسط خشیار شا به اتمام رسیده است .کاخ مشتمل است بر یک تالار مرکزی با ستونهائی که از چوب بوده و رویشان کچ کاری رنگارنگ داشته ،با ایوانی در جنوب و اتاقها ی جانبی د راطراف ریگر پلکان اصلی دو طرفه در سمت جنوب که منقوش به تصاویر سربازان و مستخدمان می باشد .جرزهای در گاه ها را تصاویر داریوش و خشیار شا و یا مستخدمان و نگهبانان زینت می دهد.

تزئینات منقوش داریو ش(مثل گوشواره وطوق و تاج) را با طلا و جواهرات درست کرده و در ست کرده و در سنگ نشانده بودند.

 

 

کاخ هدیش


در جنوب صفه تخت جمشید کاخ اختصاصی خشیار شا است که "هدیش " نامیده می شود و دو برابر کاخ تچرا وسعت دارد.بر دریچه های این کاخ نقوش حیوانات و مستخدمان را کشیده اند که تازگی خاصی دارد.بقیه جرزها و درگاه ها با نقوش سربازان و بزرگان و شاه هخامنشی تزئین شده است .

 

 

 

کاخ سه دروازه یا تالار شورا (کاخ مرکزی )

 

کاخ آپادانا ا زجنوب شرق به کاخ کوچکی راه می یابد که تالار اصلی اش سه درگاه دارد و بهمین دلیل کاخ "سه دری "یا "سه دروازه " خواند ه می شود و چون درست در مرکز تخت جمشید قرار دارد آن را "کاخ مرکزی "هم می خوانند ،واریک اف اشمیت آن را "تالار شوری "نام داده است .ایوان شمالی این کاخ دارای پلکانی دوطرفه است که نقوش مجلل آن از شاهکارهای حجاری در هنر جهان قدیم است .در یک طرف(سمت راست ) افسران و اشراف پارسی و در طرف دیگرافسران مادی ،در حالی که گل ها ی نیلوفر آبی را درست دارند و مشغول بحث ومذاکره می باشند ،در حال گام برداشتن به طرف کاخ دیده می شوند.

 

حرمسرا


حرمسرا که در مقایسه با سایر قسمتها پائین ترین قسمت صفه تخت جمشید می باشد ،توسط خشیار شا ساخته شد ه بود .یک قسمت از این کاخ و قسمت تالار مرکزی آن در سال 1931.م به وسیله مستشرق مشهور "ارنست هر تسفلد" خاکبرداری و از نو تجدید بنا گردید،و اکنون جایگاه موزه و اداره مرکزی تاسیسات تخت جمشید است.اشیاء داخل موزه مشتمل بر ساخته ها ی سه دوره مختلف گذشته ایران (قبل از تاریخ ،هخامنشی و اسلامی ) می باشد.

 

خزانه


 

خزانه تخت جمشید ا زچندین تالار ،اطاق و حیاط ساخته شده که بادیوار عظیمی از سایر قسمت های تخت جمشید جدا می گردد .وقتی اسکندر در 330 ق.م شهر پارسه را به تاراج داد و قبل عام کرد ،ارگ آن یعنی کاخهای تخت جمشید را هم اول غارت کرد و بعد به آتش کشید .می گویند که وی

از خزانه دویست ساله تخت جمشید انبوهی زر و سیم به دست آورد که به یکصد و بیست هزار تالان نقره بالغ می شد ه (هر تالان نقره برابر بود با 33660 گرم ، پس تاراج اسکندر حدود چهار هزار و چهارصد کیلو گرم نقره سر می زده است ) برای این که این مال و منال را به جایی دیگرو ایمن تر حمل کنند ،سه هزار شتر و تعداد زیادی قاطر از شوش و بابل آوردند و گنجینه داریو ش و جانشینانش را از جای کندند و بردند.

در شرق خزانه ،حجاری بسیار زیبائی است که شاهنشاه خشایارشا را در حال بار عام نشان می دهد و همانطور که پیشتر توضیح دادیم اصلا در میان پلکان آپادانا جای داشته است .

 

کاخ صد ستون

                 

بزرگترین تالار تخت جمشید ،تالار "کاخ صد ستون "می باشد که د رشرق حیاط آپادانا جای دارد .وسعت این تالار به 4800 متر مربع می رسد .سقف آن با صد ستون که هر کدام به ارتفاع 14 متربودند نگهداری می شده است .این کاخ محل مشورت بین پادشاهان و فرماندهان بوده است،و در گاه های بسیار مجلل آن منقوش به تصاویر با شکوه بار عام شاهی ،برداشتن تخت شاهی توسط نمایندگان اقوام تابع ،ردیف نگهبانان و فرماندهان ایرانی و یا پیروزی شاهان بر جانوران افسانه ای که مظهر بدی اند ،می باشد .

 

آرامگاه ها


آرامگاه های دو شاه متاخر هخامنشی اردشیر دوم و اردشیر سوم در سینه "کوه مهر"(کوه رحمت ) کنده شده اند .نمای آرامگاه ها شکل صلیبی دارد که چها رشاخه اش یکسان باشد .در شاخه بالائی پادشاه را می بینیم که زیر سایه فر کیانی (انسان بالدار که به غلط نماد اهورا مزدا و یا نقش فروهر می خوانند )کمان بدست بر روی سکوئی ایستاده او آتش مقدس و ماه و خورشید را ستایش می کند.

سکوی او بر تخت بسیار بزرگی استوا راست که توسط 30 نماینده اقوام تابع هخامنشی بر داشته می شود ودر دو سوی او افسران بلند پایه ایرانی بحال سوگواری ایستاده اند .شاخه پائینی صلیب ،کاخی را نشان میدهد که دری به درون آرامگاه دارد. درون آرامگاه اطاقک هائی در سنگ کنده اند که جایگاه دفن پادشاه و شاید خانواده او بوده است .این آرامگاه ها مانند دیگرمقبره های شاهانه هخامنشی در نقش رستم و پاسارگاد پر ا زگنجینه های پر بها بوده است که همه در تاراج اسکندری بغارت رفته است .

 

باروی تخت جمشید


در شمال شرق تخت جمشید آثار باروی خشتی و ستبر تخت جمشید را در کنار باقیماند ه دروازه ای کامل نشده می یابیم .

 

 

 

 

دروازه ناتمام


دروازه ناتمام ما را به چگونه ساختن کاخ های تخت جمشید راهنمائی می کند .هنگام عبور از دروازه ناتمام دو عقاب دو سر را می بینیم که برای سر ستون می آورده اند اما آنها را رها کرده اند و اکنون در همان جای یافت شده ،نگاهداری می شوند .بعضی ا زقسمتهای مجموعه ساختمانی تخت جمشید از سنگ های بزرگی که از کوه رحمت جدا کرده بودند ،ساخته شده اند .این سنگ ها را با مهارت زیا داز رگه ها ی معدن در کوهستان می کندند و اندکی شکل می دادند و سپس به کارگاه می آوردند و در جائی که می خواستند ،داربست می زدند و سنگها را با د رزگیری ماهرانه و بست های فلزی اما بدون ملاط بر هم می گذاشتند .برخی از سنگها را هم از معدنی که در 40 کیلومتری جنوب تخت جمشید و در کوه ها ی مجد آباد واقع شده است ،می آوردند .درهای ورودی کاخ ها از چشمه ای که در چند کیلومتری شمال شرق تخت جمشید بوده،با جویباری به محل آورده می شده و بخشی از آن بدرون چاهی در دامنه کوه مهر (کوه رحمت ) می ریخته تا به هنگام ضرورت ،بی آبی نکشند.

 

کتیبه ها :


بیشتر کاخهای تخت جمشید دارای کتیبه های بخط میخی و به سه زبان بوده اند .برای نمونه بخشهائی از آنها را نقل می کنیم .کتیبه داریوش بر دیوار جنوبی صفه :بند2-داریوش شاه گوید :این کشور پارس که اهورامزدا یم به من سپرد .که زیبا با اسبان خوب و مردان خوب است ،به خواست من – داریوش شاه ا زدیگری نمی ترسد .بند 3- داریوش شاه گوید :اهورامزدا مرا یاری کناد با خدایان خاندان شاهی پشتیبانی دهند !و این سرزمین رااهورامزدا از سپاه (دشمن )، از سال بد و از (دیو) دروغ بپایاد.

بدین سرزمین سپاه (دشمن )، بدسالی و (دیو) دروغ میاد! این را من از اهورامزدا با ایزدان خاندان شاهی به نماز خواستارم ،باشد که اهورامزدا و ایزدان خاندان شاهی این خواهشم را بر آورند.از کتیبه داریوش بزرگ بر الواح زر و سیم آپادانا :داریوش شاه بزرگ ،شاه شاهان. شاه کشورها،پسر

ویشتاسپ هخامنشی .داریوش شاه گوید:این (است ) شهریاری که من دارمی از (سکاها) که آنها آن طرف سغد هستند از آنجا تا (حبشه ):از هند از آنجا تا به سارد که آن را اهورامزدا که بزرگترین خدایان است به من ارزانی فرمود.اهورامزدا مرا و خانواده شاهی مرا بپایاد .ا زکتیبه خشیارشا در تخت جمشید یافت شده در حرمسرا:بند7- تو که در آینده (خواهی بود)! اگرچنین

می اندیشی :"باشد که در زندگی شاد بشوم و در آخرت آمرزیده !"، آن دستوری را که اهورامزدا فرموده است احترام گذار،اهورامزدا و قانون راستی را با فروتنی پرسش کن.مردی که آن دستوری را که اهورامزدا فرموده احترام گذارد،اهورامزدا وقانون راستی را با فرونتی بپرستد، هم در زندگی شاه می شود و در آخرت آمرزیده .

 

نقشه تخت جمشید

 

نوشته ع شاپور شهبازی،عکسها از :سید عبدالله خاموشی

با تشکر از سازمان میراث فرهنگی مرودشت


و  با تشکر از http://maykhoone.blogfa.com/post-41.aspx

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 فروردین1391ساعت 11:51 بعد از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

دانلود هر آلبومی که بخواهید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 بهمن1390ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

سرطان از کجا شروع شد.

سرطان ها سومين علت مرگ را با 14 درصد عامليت آن در كشورما بعد از بيماري
هاي قلب و
عروق و سوانح تشكيل مي دهند . سرطان ها بطور كلي چهارمين دليل بار بيماري ها را در
ايران به خود اختصاص داده اند . اگر چه تا حدود 75 درصد قابل پيشگيري هستند.

تاريخچه ونكات علمي و تاريخي درباره بيماري سرطان

دو نفر از محققان آمريكايي بنام اولچ(olch) و موريس ليكيند(leikind) كه در
انيستيتوي ملي سرطان آمريكا وابسته به انيستيتو ملي بهداشت به مطالعه و تحقيق
درباره بيماري سرطان پرداختند. از روي مدارك تاريخي و تحقيقات صورت گرفته اطلاعات
جالبي در زمينه بيماري سرطان گرد آوردند كه در سال 1961 در كالج بين المللي
پاتولوژيست ها مطرح شد.





 به طور خلاصه نكاتي از آن در اينجا نقل مي شود.

تاريخچه سرطان به سه مرحله بزرگ تقسيم مي شود:

اولين و طولاني ترين مرحله آن بنام دوران مطالعه نظري و ظاهري بيماري است
اين مرحله
از شروع زندگي بشر تا اواسط قرن 18 طول كشيده است. تمام اطلاعات اين دروه ظاهري  و
بدون اساس علمي و آزمايش تجربي بوده است. مأخذ اين اطلاعات متكي به لوحه
هاي تاريخي
و مدارك قديمي است كه در نقاط مختلف عالم توسط محققان و باستان شناساني
كه در زمينه
مسائل قديمي كاوش مي كردند بدست آمده است.

اولين مدركي كه در دست مي باشد حاوي اطلاعاتي است كه از پاپيروس معروف ابرس متعلق
به 1500 سال قبل از ميلاد بدست آمده است. در اين پاپيروس كه سال 1873 توسط باستان
شناس آلماني ،ابرس، از حفريات مصر بدست آمده چنين نوشته شده است:" تومورهاي سطحي
بدن كه اكثرا غير قابل درمان مي باشند داراي انواعي هستند كه خميرهاي ارسنيكي در
بهبود آن مؤثر است."





به گزارش برترین ها 500 سال قبل از ميلاد، بقراط چندين نوع تومور سرطاني را مي
شناخته و اولين پزشكي است كه كلمه "كانسر" را براي تومورهاي خوش خيم و
كارسينوما را
براي تومورهاي بدخيم بكار برده است.

 در قرن دوم ميلادي جالينوس درباره علت سرطان بحث كرد ، و آن را به علت غلبه صفرا
دانسته است.

در قرن دهم ميلادي بو علي سينا پزشك عاليقدر ايراني در اين زمينه مطالعاتي داشته
است. در سال 1740 اولين بيمارستان مخصوص سرطاني ها در فرانسه افتتاح شد.

دومين دوره از وقتي شروع مي شود كه اين بيماري مورد مطالعه و تصويب قرار گرفته و
تقريبا از اواسط قرن هجدهم آغاز شده است. در اين زمان انواع گوناگون سرطان ها مورد
مطالعه قرار گرفت و مسأله تشخيص باليني و آسيب شناسي و درمان آن دنبال شد.

سومين مرحله يعني مرحله تجسسات آزمايشگاهي است كه منجر به پيشرفت هاي كنوني گرديده
است. اين دوره تا حل نهايي سرطان ادامه خواهد يافت. در اين دوره است كه عامل اصلي
بيماري سرطان و نحوه درمان و پيشگيري آن و بالاخره نجات بشر از اين بيماري مورد
مطالعه قرار مي گيرند.





مي توان گفت اطلاعاتيكه در قرن اخير در موضوع سرطان بدست آمده به مراتب از تمام
ادوار زندگي بشر زيادتر بوده است. اين دوره از سال 1890 شروع ميشود. از اين تاريخ
بود كه موضوع پيوند سرطان ها و ويروس موزائيك و اشعه ايكس و مواد
كانسريژن و راديوم
و طريق كشت بافت و قانون توارث نزد ژن ها و سرطان ويروسي حيوانات مورد توجه قرار
گرفتند.

از سال 1920 به بعد موضوع سرطان ها و هورمون ها و سرطان هاي تجربي بدقت مورد بحث
واقع شدند.


از سال 1940 به بعد مواد سرطان زا بيشتر مورد توجه قرار گرفتند و به كمك
فيزيك اتمي
و ميكروسكوپ الكتروني مطالعات دنبال مي شود.






علت شناسی سرطان






 به طور خلاصه می توان از علت های ایجاد سرطان به موارد زیر اشاره کرد: عوامل
گوناگوني در ايجاد سرطان مؤثر است كه عمده ترين آنها عبارتند از عوامل
فيزيكي( اشعه
ماوراء بنفش ، پرتوهاي يونيزه كننده ، انفجارات اتمي) عوامل شيميايي ( موادي مثل
آهن ، نيكل . كروم ، آرسنيك ، پنبه نسوز ، آروماتيك ، بعضي از رنگ ها
،حشره كش ها ،
نگه دارنده هاي مواد غذايي مانند نيتريت )، بعضي از داروها مثل   2DES...) رژيم
غذايي( مثل غذای پرچرب ، الكل ، سيگار ،غذاهاي كنسرو شده )عوامل ارثي( مثل سابقه
خانوادگي آمادگي ژنتيكي) عوامل ويروسي ، سن فرد ( در افراد مسن به علت ضعف سيستم
ايمني و تغييراتي كه در سلول ها حاصل مي شود) ، وضعيت فرهنگي و اقتصادي
(ازدواج در
سنين پايين در سرطان دهانه رحم و سرطان پستان درافرادي كه در سنين بالا ازدواج و
حاملگي داشته اند).




شیوع سرطان در ایران

به گزارش برترین ها سرطان ها سومين علت مرگ را با 14 درصد عامليت آن در كشورما بعد
از بيماري هاي قلب و عروق و سوانح تشكيل مي دهند . سرطان ها بطور كلي چهارمين دليل
بار بيماري ها را در ايران به خود اختصاص داده اند . اگر چه سرطان ها تا حدود 75
درصد قابل پيشگيري هستند (Doles and peto 1970) اما روز به روز در ايران و جهان در
حال افزايش مي باشند .

بعضي مطالعات نشان داده اند كه در طول 10 سال(1999-2010) فقط به دليل تغييرات سني
جامعه در كشورهاي در حال توسعه سرطان ها به ميزان 71 درصد رشد خواهند
داشت  (Piseni
et .al) ايران هم در بين اين كشورها شاخص مي باشد، زيرا به سرعت در حال
مسن شدن است
.

اين عامل يعني تغييرات دموگرافيك به تنهايي اثرشگرفي بر بروز و شيوع سرطان واهد
داشت، بدين معني كه در سال 1385 تعداد قريب 70 هزار مورد جديد سرطان در كشور ثبت
شده است، با در نظر گرفتن شاخص فوق الذكر، اين رقم در سال 1395 در كشورمان به 120
هزار نفر مي رسد.

با در نظر گرفتن دوره هاي بقاء (Survival) نسبت به سرطان هاي مختلف در حال حاضر
حداقل سيصدهزار بيمار سرطاني در كشور زندگي مي كنند كه در ده سال آينده
به قريب 600
هزار نفر خواهند رسيد

 بيشترين آمار سرطان در جهان مربوط به سرطانهاي پوستي است.  سرطانهاي
پوستي در كشور
ما نيز به دليل موقعيت خاص جغرافيايي بيشترين آمار را به خود اختصاص داده‌اند، ولي
به دليل نداشتن اطلاعات صحيح راجع به كثرت و به دليل اينكه نسبت به بقيه سرطانها
خوش خيم‌تر است معمولا در مطالعات اپيدميولوژيك اين سرطان را حذف و به مطالعه بقيه
مي‌پردازند.

پس از سرطانهاي پوستي، سرطان سينه در زنان و سرطان معده در مردان بيشترين آمار را
در كشور به خود اختصاص مي‌دهد.

ميانگين سني ابتلا به سرطان سينه در كشور ما از كشورهاي ديگر پايين‌تر است، ولي
مراجعه بيماران در مراحل اوليه بيماري در دهه اخير اميدوار كننده بوده است؛ از نظر
آماري 25 درصد زنان مبتلا به سرطان سينه هستند و از هر100 هزار نفر در هر
سال 18 تا
19 مورد جديد اتفاق مي‌افتد و ميزان بقاء بيماران بعد از درمان و پس از طي مراحل
بيماري تا حدود 86 درصد مشروط به استفاده از تمام حيطه‌هاي درماني است.

سرطان معده در مردان نيز رايج‌ترين سرطان است كه به دليل تشخيص در شرايط پيشرفته
بيشترين آمار مرگ ناشي از سرطان را نيز به خود اختصاص مي‌دهد؛ پس از سرطان معده
سرطانهاي بخش فوقاني دستگاه گوارش مانند مري شيوع بيشتري دارد.

 بر اساس تازه‌ترين نتايج برنامه ثبت سرطان در كشور، 52 درصد سرطان‌ها در مردان و
حدود 48 درصد آنها در زنان ديده مي‌شود و سرطان معده از لحاظ فراواني رتبه نخست را
در مردان و رتبه سوم را در بين زنان دارد.” اين اعداد و ماهيت سرطان كه يك بيماري
چند وجهي است، ضرورت مديريت عالمانه و قدرتمندي را در اين زمينه در كشور نشان مي
دهد .


دکتر محمد درچین / متخصص رادیوتراپی – اونکولوژی

منابع فارسی و انگلیسی :

 دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی- درمانی شهید بهشتی ، دانشکده بهداشت(1389).
دوره های MP

-    Aass ,N . Fosså , S.D . Dahl , A.A. Aloe , T.J.(2009) .Prevalence of
anxiety and depression in cancer patients  seen at the Norwegian Radium
Hospital.

-    Andersen,barbara.L. Shelby,Rebecca.A. Golden-Kreutz,Deanna.M(2010).RCT of
Psychological Intervention for Patients With Cancer : I. Mechanisms of change
اما در ادامه ی همین بحث می افزاییم که مصرف بلند مدت کنسرو میتواند موجب
ابتلا به سرطان و انواع آلرژیها شود.
این روزها یکی از راه‌ های آسان برای تهیه غذاها، استفاده از کنسرو آن هاست.
کنسروها دارای طیف گسترده‌ای هستند که از قدیمی‌ترین و رایجترین آن‌ می‌توان به
کنسرو ماهی تن و جدیدترین آن‌ها نیز غذاهای کنسروی همچون فسنجان، کله‌پاچه، سیرابی
و شیردان اشاره کرد.
میر، کارشناس تغذیه در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)
منطقه سیستان و
بلوچستان، گفت: از آن جا که زمان تولید تا مصرف مواد غذایی کنسروی طولانی است، به
برخی از این غذاها نگهدارنده‌ هایی افزوده می ‌شود تا مواد غذایی سالم مانده و از
فساد آن ها جلوگیری شود.
وی افزود: در برخی دیگر نیز افزودنی ‌هایی به منظور خوش‌ طعم کردن ماده غذایی
استفاده می ‌شود که اگر مقدار این نوع مواد شیمیایی تحت کنترل و نظارت دقیق نباشد،
می ‌تواند در درازمدت مشکلاتی چون سرطان، آسم، تنگی نفس، آلزایمر و انواع
آلرژی ‌ها
را در مصرف‌ کننده ایجاد کند.
وی بیان کرد: یکی از مسموم‌ کننده‌ ترین عناصری که در برخی مواد غذایی بسته‌بندی
شده به کار می‌ رود مواد رنگی، آن هم به میزان فراوان است تا شکل و شمایل
و رنگ غذا
برای مصرف ‌کننده جذاب شود. این مواد می ‌توانند به داخل خون انسان نفوذ کرده و
انواع امراض خونی و مسمومیت را ایجاد کنند.
وی اشاره کرد: نمک یکی از عناصر اصلی برای حفظ، دوام و ایجاد طعم مطلوب در مواد
غذایی کارخانه‌ایست. ۷۵ درصد از نمکی که بدن ما دریافت می ‌کند از همین مواد غذایی
بسته‌ بندی شده است. به دلیل وجود این افزودنی اجتناب ‌ناپذیر، مصرف غذاهای کنسروی
در افراد مبتلا به فشارخون، تنگی نفس، نارسایی کلیوی و حتی سرطان دستگاه
گوارش باید
محدود شود.
وی ادامه داد: شکر از دیگر موادی است که برای ایجاد طعم مطلوب و حذف طعم نامطلوب
برخی مواد افزودنی شیمیایی به غذاهای کنسروی افزوده می‌ شود. مبتلایان به دیابت و
چاقی باید قبل از مصرف این نوع غذاها، ترکیبات مندرج روی بسته‌بندی آن‌ها
را مشاهده
کرده و از مصرف غذاهای کنسروی حاوی شکر بپرهیزند.
وی تاکید کرد: روغن از جمله مواد اصلی برخی کنسروها نظیر کنسرو ماهی است. مصرف بیش
از حد و غیراستاندارد روغن در این نوع غذاها برای افراد مبتلا به کلسترول و تری
گلیسیرید بالا بسیار مضر بوده و کالری مازاد آن، چاقی را به ارمغان می ‌آورد.
وی خاطر نشان کرد: فرآیندهای حرارتی در کنسروسازی به صورت غیرمستقیم است
و بین ماده
حرارت ‌دهنده و غذا، تماسی وجود ندارد. اما موادی که در نزدیکی سطح انتقال حرارت
قرار دارند نسبت به موادی که فاصله بیشتری با حرارت دارند، سریع‌ تر به دمای مورد
نظر رسیده و ادامه حرارت‌ دهی می ‌تواند موجب کاهش خصوصیات ماده غذایی مانند رنگ،
مزه، عطر و نهایتا مواد مغذی حساس نظیر ویتامین ‌های B و C آن شود.
میر بیان کرد: این نوع فساد در اثر خوردگی لاک درون قوطی و واکنش با ترکیبات محتوی
قوطی ایجاد می‌ شود. باید دقت کرد که لاک قوطی، کاملا صاف و بدون ترک خوردگی و
تغییر رنگ محسوس باشد. لکه‌ های سیاه در دیواره قوطی، نشان‌ دهنده آلودگی شیمیایی
محتویات داخل کنسرو است. از سوی دیگر سطح لحیم‌کاری قوطی ‌هایی که با مواد غذایی
تماس مستقیم داشته باشند می ‌توانند باعث ورود یون سرب به ماده غذایی و
سپس ورود به
بدن مصرف‌ کننده شده و سلامت انسان را به خطر اندازد.
وی در پایان گفت: این نوع آلودگی می ‌تواند در اثر سوراخ شدن یا زنگ ‌زدگی قوطی
کنسرو به محتویات داخل آن نفوذ و غذا را فاسد کند. از طرفی عدم توجه به انجام عمل
پاستوریزاسیون مناسب و اصولی می ‌تواند منجر به رشد میکروب ‌های
بیماری‌زا در محصول
شود. هنگام خرید انواع کنسرو به تاریخ انقضا و مجوز بهداشت آن ها توجه
کنید و قوطی‌
های کنسرو را ۲۰ دقیقه بجوشانید.

--
پیروز و موفق باشید.
با تشکر از گوروه رضا سل.
+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

دریاچه نمک

       روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که بهش یه درس به یاد موندنی بده
       راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از
اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه .
       شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره ، اونم بزحمت .
       استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "
       شاگرد پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "
       پیر هندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه .
رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا نمکها رو داخل دریاچه
بریزه ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست
اونو بنوشه . شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .
       استاد اینبارهم از او مزه آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ
داد : " کاملا معمولی بود . "
       پیر هندو گفت : " رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با
آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که
هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ، میتونه بار اون همه رنج و اندوه رو براحتی
تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب"
+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت 11:36 بعد از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

گریه کنید....

سلام دوستان این مطلبی که بعد نوشته های من میبینید واقعا جای تأسف داره

واقعا متأسفم برای خودمون....

بنیاد جهانی ویکی پدیا، ده شخصیت بزرگ هزاره دوم را که بر جهان اثر
گذاشتند، معرفی کرد.
 یوهان سباستین پری باخ، مدیر این موسسه اعلام کرد، به هر کدام از
کشورهایی که دانشمندان آن جایزه «ویکی سال» را دریافت کنند، ده میلیون
دلار جایزه اهدا می‌کند.

براساس اعلام این موسسه جهانی، ده شخصیت برتر هزاره قبل چنین معرفی شدند:


آلبرت اینشتین، ریاضیدان آمریکایی

بیل گیتس، مخترع آمریکایی

مولوی، شاعر و ترانه‌سرای اهل ترکیه!!!!

زکریای رازی، دانشمند بزرگ عرب!!!!!

حکیم عمر خیام،  دانشمند بزرگ افغانی!!!!!

اسحاق نیوتن، دانشمند بزرگ انگلیسی

ابن سینا، دانشمند و پزشک عربستان سعودی!!!!!

فردوسی طوسی، شاعر بزرگ روسی!!!!!

فردریش نیچه، فیلسوف بزرگ آلمانی

دکتر کامران وفا، فیزیکدان بزرگ آمریکایی!!!!!



گریستن بر بی هویتی کوچکترین فرجامهاست


 گریـــــــــــه کنید ایرانیها
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 بهمن1390ساعت 10:42 قبل از ظهر  توسط حسین سرلکی  | 

مطالب قدیمی‌تر